میلاد ـ من!

یک سال دیگه بی حضور تو گذشت...یک ساله دیگه بزرگ شدم بی اونکه تو بفهمی...

امروز روز میلاد منه...لبخند میزنم و چشمامو میبندم...شاید اینجوری نشه جای خالی تورو دید...اما فایده ای نداره...

یک سال بزرگتر شدم...

خودم...

حرفام...

شعرام...

آرزوهام...

و رویاهام...

بی اونکه تو حتی بفهمی...

سکوت تلخیه...لحظه ی فوت کردن شمع ها...جای خالی تو....یادبود خنده هات و بغض من!

بگو...با همون لب ها بسته و چشم های مرموزت...دوباره مثل گذشته بخند و بگو:
تولدت مبارک!
اصلا هنوزم 22 مرداد رو به یاد داری؟
...

/ 0 نظر / 25 بازدید